سه شنبه 13 مرداد 1394 ساعت 15:59 |
بازدید : 960 |
نوشته شده به دست پسر آذری |
(نظرات )
تعداد صفحات : ۱۹۷
خلاصه داستان :
دختری از جنس سادگی… دختری با ظاهری معمولی! دختری به سادگی و زلالی آب! اما او همه چیزش را پای عشقش میگذارد… حماقت یا سادگی یا عشق! قضاوت با شماست… و طرف دیگر قصه، پسری شکست خورده… پسری که قلبش را شکسته اند. اشتباه نکنید؛ به دنبال انتقام نیست. تنها دلش را باخته و غمگین است. احساس می کند از سنگ شده است. هر آن حس افتادن از دره و شکستن و تکه تکه شدن دارد.